30/6/84
ساعت 5:30 بعد از يك خريد جزئي خوراك در ايستگاه در ايستگاه راه آهن منتظر قطار تهران جنوب شديم قطارساعت 5:50 بعد از يك تاخير 20 دقيقه اي به ايستگاه اراك رسيد بالاخره ساعت 6:15 حركت كرديم.
ساعت 9:30 به ايستگاه دربند رسيديم بعد از تنظيم كوله ها به سمت روستا تيون حركت كرديم پس از گذراندن مسير روستا ساعت 10:30 به روستا رسيديم و به اتفاق آقاي عباس جوانمردي (مسئول قرارگاه تيون)به قرارگاه رفتيم عباس آقا بعد از باز كردن در قرارگاه به منزل بر گشت بعد از غذا خوردن ساعت 1 خوابيديم
31/6/84
صبح ساعت5:30 از خواب بيدار شديم هوا تقريبا سرد بود صبحانه خورديم و وسائل رو جمع كرديم و ساعت 6:30 به سمت پناهگاه گل گل حركت كرديم در راه هر يك ساعت 10 دقيقه استراحت مي كرديم.
ساعت 10:20 به پناهگاه گل گل رسديم سكوت عجيبي بود هيچ كس در منطقه نبود در حين خوردن غذا دو نفر ازكوهنوردان نا شناس اراكي به پناهگاه آمدند .
ما ساعت 3:10 به سمت چال كبود حركت كرديم در راه جچند استراحت كوتاه كرديم و ساعت 5:10 چون كه خيلي خسته بوديم بعد از چاي خوابيديم نيمه شب ساعت 2 بيدار شديم و چيزي به جاي شام خورديم و به خوابيدن ادامه داديم هوا بيرون جانپناه خيلي سرد بود
1/7/84
اولين روز پائيز امروز ساعت 8:30 از خواب بيدار شديم خواب ديشب خيلي خوب بود ما هم خسته بوديم كار اصلي بر نامه رو تا ساعت 9:30 انجام داديم و به سمت پائين راه افتاديم ولي در بين راه قبل از سنگ مثقال مچ پاي علي پيچ خورد خيلي باد كرده بود 30 دقيقه اي نشسته بوديم علي نمي تونست راه بره ولي زياد هم نمي شد تو راه موند يا بايد يرمي گشتيم چال كبود يا بايد به راه ادامه مي داديم بالاخره تصميم به ادامه راه گرفتيم وسائل داخل كوله ها رو كمي جا بجا كرديم تا علي كولش كمب سبك تر بشه ولي چندان تغييري هم نكرد دوباره به حركت ادامه داديم ولي اين بار خيلي اروم تر از قبل ساعت 1 به پناهگاه گل گل رسيديم اوضاع پاي علي خيلي جالب نبود ولي مجبور بوديم حركت كنيم ساعت 2:10 بعد از خوردن نهار به سمت تيون حركت كرديم ساعت 7:30 به تيون رسيديم اصلا اميدي به رسيدن قطار نداشتيم اما از دور قطار رو ديديم و بالاخره اين همه عجله بي ثمر نموند و سوار قطار شديم البته تاخير قطار هاي ايران هم به ما كمك كرد ساعت 12 هم اراك بوديم .